تمامي مطالب موجود در اين سامانه از وب سايت هاي ديگر و بدون دخالت انساني جمع آوري شده , لذا تمام مسئوليت آنها بر عهده وب سايت منبع ميباشد. مطالب مغاير با قوانين جمهوري اسلامي ايران را از طريق بخش تماس با ما به ما اعلام کنيد.


تازه ترین مطالب
تبلیغات


عشقیم رویا  

 
بیز خوشبخت اولمادیق سئونلر کيمي،
ایندی سون باهارتک سیزلار قلبیمیز.
بلکه بو دونیایا گلمیشیک، گولوم،
آرتیراق دونیایا حسرتینی بیز.
طعنه ده، گیلئی ده داها عبثدیر،
بو سیرلی رویادان آییلاق گرک.
یا سن گئجیکمیسن، یا من
تلسدیم،
ایندی سئوه-سئوه آیریلاق گرک.
کؤنول گیزلی-گیزلی
یاناجاق ایندی،
بیر داملا گؤز یاشین دنیزدی منه.
بیزه خاطیره‌لر قالاجاق ایندی،
سنین خاطیرن ده عزیزدیر منه...
بیلیرم، بو حسرت اوزه‌جک سنی،
چالیش، کؤلگه کيمي سورونمه‌یه‌سن
گ

ادامه مطلب  

دیشب تا نزدیک سه شب  

 
با دوستم نشسته بودیم به صحبت در مورد رابطه هایی که از معنا تهی شدند. رابطه هایی که دیگر حال آدم را خوب نمیکنند. و ديشب خیلی حرف های شیرینی به هم زدیم. حرف‌هایی که دریچه ای به عمق وجود ما باز کرد و روابط مارو عمیق تر کرد. ديشب فهمیدم چقدر دقیق به رفتارهای من نگاه می‌کند. چقدر از ته قلبش برای مسائل ما اهمیت قایل می‌شود. چقدر من این خواهرم را دوست می‌دارم.

ادامه مطلب  

پسر:غم و اندوه  

ديشب خواب دیدم زایمان كردم ...طبیعی...اونم سه تا پسر !تو خواب خوشحال بودم واسه رسول از اینكه به آرزوش رسیده !

ادامه مطلب  

 

ديشب خواب عجیبی دیدم. عجیب از این نظر كه برای اولین بار خودمو توی خواب به صورت یه آدم كامل و سالم دیدم كه تا حالا این امكان نداشته و همیشه حتی توی خواب هم خودمو به شكل حال حاضرم میدیدم. یه نكته جالب دیگه‌ای كه داشت این بود كه بعد از اینكه چند قدم توی یك خیابون  خلوت راه رفتم، سوار یه موتور سنگین مثل هوندا 1000 شدم (كه همیشه عاشق این نوع موتورها بودم) و توی یك جاده كه انتهایی نداشت گاز دادم و ناپدید شدم و جالب بود كه خودمو از پشت تماشا میكردم كه توی

ادامه مطلب  

پايان روز هفدهم  

ديشب حوصله نداشتم امروز و دیروز و امشب مینویسم
دیروز صب ك با باب دعوام شد و خواستم ك كات كنم
نمیدونم چطور از بلاك لیست دراورده بودم و یادم رفته بود بذارم
هیچی ظهر به بعد باز خوب شد ولی من گیر ك نه كات 
اخر شبم ك مارمولك دیدم اومدم بالا
درسم ك هیچ

ادامه مطلب  

 

سلام
ديشب با داداشم دعوام شد سر یه موضوع ب قول مامانم الکی
البته بیچاره حقم داش من خیلی یه دنده و لجباز شدم ک میخام همه اونکاریو انجام بدن ک دلم میخاد
ولی اونام ادمن خوب ..هر کی یه تصمیمی یه ایده ای داره
ديشب از سر درد نتونستم بخایم نمیدونم ساعت چن بود خابیدم
صبم ک الان بیدار شدم با کلی سر درد ک نمیتونم اصن کاری انجام بدم
ديشب حق با داداشم بود ...داداشم میگف اینقد مغرور شدی ک دگ نمیتونی کارایی خلاف میلتو بپذیری
میگف مغرور بودنت کار دستت میده یکم

ادامه مطلب  

سين مثل  

وقتی یه بار مچاله شی، خیلی سخته خیییییییللللییییی
بار دومش شاید فقط اشك بریزی همین.
اروم اروم  اشكات از گونه هات بریزه پایین. بنویسی و بعد بتو رو میكشی روت یكم گریه میكنی.
صبح از خواب پامیشی و اصلا یادت نمیاد ديشب چی شده. چون بدبختیای بزرگتری داری. 
 

ادامه مطلب  

جايزه و كافه!!  

ديشب مسود نه و نیم رسید باهاش دعوا نكردم با آرامش رفتیم زود شام خوردیم تازه مسود كلی تشكر كرد كه منتظرش موندم باهم رفتیم....امروز با سمیرا و سمانه قرار بود بریم كافه...خلاصه من از ديشب از گشنگی داشتم میمردم ساعت ٣ اینا رفتیم كافه سفارشات ٤ دختر را دقت نمایید:"٢سالاد سزار خوشمزه و لذیذ...٢ تا پاستای پنه آلفردو كه خوشمزه بود ولی خامه اش دلمونو زد...یدونه سیب زمینی پنیری كه پراز پنیر بود عالی بوود...١پیتزا مخصوص كافه دست نخورده موند!!.....٤ تا كوكی شكلا

ادامه مطلب  

اولین تماس ازپادگان....  

19/8/95صبح اعزام شدازبجنوردتابیرجند24ساعت توی راه....والان امروزساعت5د19دقیقه زنگ زدانگارتودلم جشنه صداشوشنیدم لال شدم وای چه سوپرایزی شدم....عزیزم میگه که میخاسته ديشب به محض رسیدنش تماس بگیره که انگارنزاشتن.....خدایاشکرت....تروخدامراقبش باش..خیلی خوشحالم خیلی..ديشب بهم شببخیرنگفتوتاصبح بیداربودم..اماامشب خوب میخابم خوبه خوب

ادامه مطلب  

ورزش؛ فست‌فود!  

برای چندمین بار با لباس ورزشی از خانه خارج می‌شویم و می‌رویم یك جای خوش آب و هوا؛ مثلا بام تهران! كه قدم بزنیم و یك مقدار تحرك داشته باشیم!
همان اول مسیر نماز می‌خوانیم! بدون اینكه حتی یك قدم راه برویم گرسنه‌ام می‌شود و برمی‌گردیم به سمت رستوران‌هایی كه "دل، هوس‌شان را در سر" می‌پروراند :)
ديشب نوبت فست‌فود علیرضا منصوریان بود كه تیمش چند هفته‌ای است خوب نتیجه نمی‌گیرد ولی در عوض رستورانش خیلی شلوغ است!
پیتزاهایش هم با وجود گران بودن، خ

ادامه مطلب  

امروز  

صب تربیت داشتم...گفتم ک حالم خوب نبود...اصن داشتم جون میکندم محراب پیام داد ديشب چی بودو اینا بش گفتم حالم خوب نبود ديشب الانم نیس...دیگ قرار شد برم پیشش

ادامه مطلب  

رویا  

عشقیم آخر آباندا گدجم پارک دولفینه. سنین قابیندا غذا آپاراجام و سن گتیرن کيمي ییجم. سنه گل آلاجام فاخریانان و سنی گوزلویجم گلسن عشقیم. سنه چوخ داریخیرام ناز. سنی چوخ ایستیرم. گییت رویا ادامه ورمه. گویما بوتون عمر سنین حسرتینده گالیم. زندگیم هچ اولوپ. گییت عشقیم

ادامه مطلب  

بیلمیرم کی ندن آشفته دی حالیم بو گئجه  

بیلمیرم کی ندن آشفته دی حالیم بو گئجهدولانیر هر طرفی مرغ خیالیم بو گئجه
ائله بیل سینه ده بیر بنده دوشن قوشدو ئورکچابالیر،باغلانیب آما پر و بالیم بو گئجهسازینان خلوت ائلردیم داریخاندا ئورگیمبیلمیرم هانسی سیاق دا سازی چالیم بو گئجهدنیزین موجی تک آرام و قراریم کسیلیبقویولوبدور ائله بیل کی اوتا نالیم بو گئجهداغی داشی دولانیب یورقون اولان اوچو کيميگئدیب الدن دیه سن نازلی مارالیم بو گئجهگئجه نی بیر جور آچاردیق باشیمیزدان غمیلنبیلمیرم هارد

ادامه مطلب  

حال خرابم بعدازشازده  

ديشب حالم خیلی خراب بود ديشب این تن خسته فقط دستهای نوازشگر تورو میخواست
ديشب سرم سینه ی مردونه ی تو رو میخواست ک صدای قلبت ارامش وجودم رو تامین کنه
ولی هرچی فکرمیکردم ک تو نیستی  بغل تو صدای تو قلب تو برای من نیست بدتر بغضم
میگرفت 
ديشب به زور چندتا مسکن خودمو خواب کردم
خدایا یا درستش کن یا جونمو بگیر من دیگه طاقت ندارم

ادامه مطلب  

 

سن سیز ای شوخ منیم خوش گذرانیم یوخدور سن کی یوخسان ائله بیل جیسمده جانیم یوخدور عشق پروانه سی یم ، غم اودونا تابئم وار خسته بولبول کيمي هر لحظه فغانیم یوخدور بو یامان گونده منیم تکجه اؤمیدیم سن سن سن سیز هئچ بیر کسه عالمده گومانیم یوخدور 

ادامه مطلب  

آمين  

ديشب كه زنگ زد و كمك خواست وسط اصلاح پاورپوینتم بودم. دو سا عت و نیم تمام روی چارپایه ی نه چندان راحت كافه نشستم و كمكش كرد طرح اولیه را تمام كند. بیرون كه می آمدیم گفته بود اگر نشود؟ گفتم یك چیزی را توی زندگیم یاد گرفته ام، چیزی اگر رزقِ تو باشد در كمترین احتمالات هم اتفاق می افتد و اگر نباشد هرچه بیشتر دست و پا بزنی جای جلو رفتن فقط فرو می روی. گفت می ترسم، گفت آنقدر امیدهایم نا امید هایم نا امید شده اند كه یكسره می ترسم. می فهمیدم، خوب می فهمید

ادامه مطلب  

اورژانس امیرراعلم  

ديشب کشیک بودم..اذیت شدم خداییش ..هعیییی
امروز باید مریض معرفی میکردم..مریضی که دکتر قارونی دست گذاشت روش کولیت اولسروز بود..ديشب شرح حالشو گرفته بودم..ولی شرح حال تو پرونده نبود..گم شده بود!!!
ناچارا از رو شرح حال رزیدنت خوندم که ناقص بود...
الانم تو اورژانسم امیدوارم مریض نیاااد ..خسسستم تو 30 ساعت شاید دو ساعت خوابیدم..
ديشب که آف شدم 3 نصفه شب رفتم تو تخت اصصصلا خوابم نمیبرد با اینکه واقعاا خسته بودم..ولی صبح به زوررر پاشدم باید میرفتم مورنینگ.. 

ادامه مطلب  

سپاه نور ديده ام و ضامن امنيت كشور  

ديشب كه خبر تولید انبوه موشك ذوالفقار را شنیدم بسیار خوشحال شدم،بچه كه بودم لباس سبز پاسداری آرامشی عجیب به من می داد، حال بعد از حدود سی و شش سال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان آرامش بخش است و مایه پیشرفت ودشمن شكن،دستبوسم ای پاسداران بی ادعا.

ادامه مطلب  

 

بیر قوجاق گول باغلادیم گوز یولدا قالدیم  گلمدین                                                                                                                                                                                                                     عطریوی گاه دردغیم گولردن الدیم گمدین                                                                                                                                                                                                                          

ادامه مطلب  

 

ديشب خاب میدیدم خالجان.ا برای مادرجان و بابا جلسه قران گرفته ....
خوابم تعبیر شد امروز مجلس دعا دارد....
ديشب خاب میدیدم مادرجان هم درمجلسشان هست....
من درخاب هم ناراحت بودم....
نیامدم در مجلس رفتم ی گوشه رویپله هایشان نشستم....
خاب نامفهومی بود اما تعبیر شد .....
بینهایت نگرانم زهرا در دسترس نیس ب دخدره کودن گفتم برو خطط را بین الملل کن...
جواب نمیدهد ....

ادامه مطلب  

عشای ربانی  

ديشب تو یكی از  كانال ها مراسم عشای ربانی پخش شد 
خوب من تابحال تو این مراسم شرکت نکردم و این اولین باره میبینمش 
خوب مراسم قشنگیه و خیلی دوست داشتم بین اون مردم  میبودم 
همه چیز این مراسم خوب بود تا رسید به قسمت نان و شراب
و قسمتی که کشیک نان میذاشت دهن مردم
این قسمتشو دوست نداشتم و کاش اصلا نبوده
ولی در کل خوب بوده  
 

ادامه مطلب  

خداحافظی با آقای ب  

ديشب اولین سوال بزرگی که درباره ی آقای ب تو ذهنم بود رو ازش پرسیدم . و اونم راست و حسینی جوابم رو داد . منم بهم برخورد . و جوابشو ندادم . صب تصمیمو گرفتم که هرچه بادا باد . اول معذرت خواهی کردم ک ديشب جوابشو ندادم و بعد هم گفتم دیگه نمیخوام بیشتر ادامه پیدا کنه . اونم کلی حرف زد تا توجیه کنه ولی فکر میکنم حرفایی که زد فقط حرف بود . تهش هم ناراحت شد . ولی خداحافظی کردیم . بعضی راه ها چقد زود از هم جدا میشن .

ادامه مطلب  

 

Mahdi.m:با اجرای کار در شھرک ازمایشفرودگاہ مھراباددانشگاہ شاھد حرم امامدانشگاہ علوم پزشکی کنار برج میلادخوابگاہ ھا در تھرانبرج مھستان خیابان ایران زمینبرج طوبا شھرک غربساختمان ھای مسکونی در تھران وشھرستان ھانیروگاہ پارچینقصر فیروزہ پادگانداروسازی حکیم شریعتیشرکت تویوتا تھرانپارسدانشگاہ ابوریحاندانشگاہ الزھراشھرداری ھای منطقہ ۱۳ و ۱۴ و ۱۱دانشگاہ ازاد شھر قدسکيمي دارواستخر در تھران و شھرستان ھانیروی دریایی پاسداران تھرانو......

ادامه مطلب  

مشاهیر  

ديشب ی شب فوق العاده بود:)
ديشب بابا غافلگیرمون کرد.خیلی زیاد
آخرین روز تابستون.تولد مامان.رفتیم مشاهیر.ی رستوران فوق العاده.همراه خانواده ی فوق العاده ترم.خیلی خوب بود.
غذای دریایی سفارش دادم.کاملن ناشناخته بود.و خیلی خوشمزه.اجرای زنده ی موسیقی سنتی.آهنگ ها عالی بودن.
پ.ن.ماست  و دوغ محلیشون خیلی خوب بود:)
مینا امروز با عزیز جون و دخترعموم داره میره مسافرت.دلم واسش تنگ میشه.

ادامه مطلب  

223  

متاسفانه باید اعلام کنم زندگی گا.یید :|
از ديشب دچار بیماری دانلود آهنگ های مر.تضی پا.شایی و گوش کردن بهشون شدم. بیماری مهلکی به نظر میرسه :)) عجیب ریده تو مغزم :/
ديشب باز خواب دیدم کسی باید باشه و نیست. چه مرگمه واقعا؟ هر موقع همه چه اوکیه و مشکلی نیست، یاد تلخی های گذشته و تنهایی میفتم و افسردگی می‌گیرم :|
واقعا الان همه چیز خوبه، باید حالم عالی باشه، نه اینجور ریدمان :))
 

ادامه مطلب  

 

عجیب دعوایی شد ديشب
طاقت دیدن اون صورت را نداشتم.
 
میدونم عصبی شدم ولی باید این عقده خالی میشد.
 
نیما گفت بیخیال شم. ولی نه میتونستم نه میشد.
 
مردک هیکل گنده کرده تا به چشم تیله ایی من توهین کنه. 
 
تا دست روش بلند کنه.
 
دلم میخواست بمیره.نباشه.نابود بشه. 
 
تاحالا خودمو قانع میکردم که ادم خوبیه. پسر درستیه. اما ديشب اما تصوراتم ریخت بهم.
 
یه ماهه اومدم.تمام این یه ماه را ازم فرار کرد. تمام این ماه فکر کردم دیگه از سرش افتادم. با همه خودخواهی

ادامه مطلب  

123-استخربزرگ  

ديشب خواب دیدم همراه با ظاهرا خانواده در استخری شنا میكردیم. زمان شب هنگام بود و میخواستند آنجا را ببندند و ما كه داخل استخر بودیم طول استخر را گذراندیم و از چندساختمان گذشتیم تا از قسمتی كه مثلا برای خروج بود خارج شویم من منتظر بقیه بودم ماشین دیگری كه نورش در چشمان من خورد از جلوی من به سمتی دیگر پیچید راننده اش فردی بود سیبیلو. ضمنا هیچكدام از همراهانم را نمیدیدم فقط آنها را حس میكردم.

ادامه مطلب  

دلم شکست......  

وای فا چن روز قطع بود بعدم که شارژش کردم لب تاب مشکل پیدا کرد و دادمش پسر همسایه که وارده ویندوزش رو عوض کنه.فک کنم عصر بیارش دیگه....الان از سیستم کتابخونه دارم پست میزارم.......ديشب پوله ازمون رو پس دادم اخه دلم شکست از یسری حرفا.....نمیدونم شاید من خیلی دلنازکم اما خب من دخترم دلم زود تیکه تیکه میشه ...زود گریم میگیره....ديشب فقط سر یه حرف گریه کردم و پول ازمون رو پس دادم گفتم ممنون نمیخام ازمون ...گفتم خودم همینطور میخونم....دلم شکست....

ادامه مطلب  

کار خطرناک  

از یکی دو روز پیش، مهراد سرماخورده و گلوش ناراحته و سرفه میکنه. ديشب هم استفراغ کرد. هر جا باشه میگرده و خودش را به آجی یا اتاق آجی میرسونه. پریشب که حالش خیلی بد بود؛ آجی تا ساعت حدود 9صبح نگهش داشت. ديشب هم تا ساعت 3ونیم. بعد که اومد پیش من استفراغ کرد.
امروز رفتم اداره. فردا مرخصیم تمام میشه.
فعلا که جایی پیدا نشده.
خاله مینو بغلش کرد و جلوی مبل گذاشتش. بعد رفت توی آشپزخونه. مهراد از مبل رفت لالاو رفت روی دسته مبل با سر افتاد زمین!!
ببینیم دیگه یا

ادامه مطلب  

کاش بیدار نمیشدم....  

باز ديشب خوابت را دیدم
باز تمام شب را با رویای تو به صبح رساندم
شاد بودم ، می خندیدم آن قدر بلند می خندیدم که صدای گریه های شبانه ام را نمی شنیدم 
گرم بودم آن قدر گرم از وجود دستهای تو که دستهای همیشه یخ زده ام را فراموش کرده بودم
قلبم به آرامی می تپید در کنارت آن قدر آرام که یادش نبود هر ثانیه می سوخت ،می ایستاد  و دوباره می تپید
چشمانم دیگر به گوشه ای غم بار خیره نبودند در چشمان تو با حضورت یافت می شدند
خلاصه ديشب دیوانه ای بودم که یادم رفته بو

ادامه مطلب  

14  

ديشب تا ساعت 2 داشتم با خاله حرف میزدیم از اینکه چقد دوریم از هم از اینکه چقد احساس تنهایی میکنه
این چیزا رو که میشنوم اعصابم خورد میشه میگم کاش میتونستم یکاری کنم که این حس و نداشته باشه
وقتی میبینم مادر بزرگم همش نگران ماست و ديشب چقد بهم سفارش میکرد که مواظب خودمون باشیم
به خودم میبالیدم ولی چ حیف که ازشون دورم ......اونم از خاله بزرگم که چند روز دیگه بچش بدنیا میاد
ولی تنهاسس خیلی سخته خیلی سخته براش اسمشو علی انتخاب کردن ولی من میخواستم بگم

ادامه مطلب  

آنایوردومدی منیم دوزدوزانیم  

قارشیزدا باش اکیب باخیش دیلیله ورئرم حاموزا سلام آدوسلارینی بهمنیمن شنلیک گونوندا گول آچا ینی دن لالام آدوسلاربهمن آییاوجا داغلار سایاراق سانداغ کيمي دلدا داغین وارنه کنارندا گوزل باغچا باغین وارنه ملاحت گوزله سندا باخیر سانیازرام سوزلریمی بو فضلالر شهریندنصاباحیندان ینه آیدین سحریندنآلور اوز دورسنه گورنه او پروانه لریمسکن مهر کيمي واردی نه کاشانه لریبوندا دور حامو یولوندان گئچه نین شان هوسیسندرور سانکی او بلبل لر اوچون دار قفسیاو

ادامه مطلب  

 

چند روزه گوشیت خاموشه خیلی دلم برات تنگ شده اینقد که گاهی فکر خودکشی به سرم میزنه تو این هوای پاییزی با این باد و آسمون ابری  و کلی
دلتنگی و یه دنیا خاطره همه چی دلگیر تر میشه ديشب خاستم گریه کنم نمیشد مزاحم دوروبرم بود الانم که بازم نمیشه
اما چشمام اشک دوونده و قلبم داره از جا کنده میشه ديشب بازم بدون تو با خاطرات تو تموم خیابونهای. شهرتون
رو دور زدو چرخیدم اما تنهای تنهای تنهای تنها.....
خیلی دوستت دارم و این خیلی رو قلبم سنگینی میکن.نیاز شدید

ادامه مطلب  

بارون پاییزی  

ديشب اون صدای باد اخر منو کشوند سمت تراس.
در رو که باز کردم بوی بارون تمام مشامم رو پر کرد.رفتم داخل تراس از بالا پایین رو نگاه کردم بارون تمام سطح زمین رو خیس کرده بود و یه راه باریکه ای از اب از یه فاصله ی دور پیدا بود.چه قدر خدا رو شکر کردم.بوی بارون رو نفس میکشیدم و برای پدر و مادرم و سلامتیشون دعا کردم.اخه میگن دعا زیر بارون صداش بهتر به گوش خدا می رسه.سوزِ سرما مجبورم کرد برگردم توی اتاق.
عالی بود ديشب.یعنی بارون حالمو بهتر کرد.
مرسی خدا جونم

ادامه مطلب  

آماندی باغلاما بِئل یوخ وفاسی دنیانون  

آماندی باغلاما بِئل یوخ وفاسی دنیانونکوچرگیدی هامی شاه و گداسی دنیانون
اینانما گر دیسه منده همیشه قالمالیسان دروغ محضیدی بو ادعاسی دنیانون
نه نوحه اولدی وفاسی نه ده سلیمانه سنه ده اولماز عزیزیم وفاسی دنیانون
مرید پنج تن اولسون تمایلون اولماز تمایل ایتمدی آل عباسی دنیانون
غضبله رد ایلیوب خواهش و تمناسین ایشیتمشوک نچه یول مرتضاسی دنیانون
علی کيمي گل اونون خواهشین قبول ایتمه نقدری اولسا سنه التماسی دنیانون
بو بیر عجوزه خانیمدی اوزون بذو

ادامه مطلب  

چکیم  

چکدیم بیر یومورو باشقویدوم ایکی قارا قاش
قاشلارین آلتیندا گوزآلما یاناق لی بیر اوز
فندق کيمي بیر بوروندوداق ،چنه،بیر بویون
آغزینا دوزدوم دیشیندیلی !!! قالدی بو ایشین
چکدیم ایکی قولاغینایکی قولون، آیاغین
شوه ، قارا تئللرینبئش بارماقلی اللرین
ایندی خیاط اولموشامپالتاریندا قالمیشام
آنجاق فیکیردن سونراتاپدیم ایشه بیر چارا
نه فرقی اوغلان ، قیزین؟تیکدیم شالوار ، بولوزون
گئیدیردیم باشماقلارینجوت له دی آیاقلارین !!!
دئدیم : هارا ؟ بیر دایانس

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1 
ورود به کانال تلگرام