تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


امپراطور سند  

امپراطور سند یک نیرو توانمند ومرزهای سند در. غرب با کرمان بود ظبق گفته کوفی در دوران ساسانی در مدت امپراطوری هرمز فرمانروای سند رای سهرس تا کرمان پیشرفت و مرزهای سند وامپراطوری ساسانی با کاشتن درخت خرما نزدیک رودخانه ای به احتمال نزدیک فهرج در بلوچستان ایران علامت گذاری ک د عربها از سیستان وارد مکران شدند والی مکرانداز شاه سند کمک خواست او یک ارتش فرستاد ارتش سند و مکران شکست خورد و والی مکران راسیل کشته شد اعراب دز مدت خیلی طولانی توانستن

ادامه مطلب  

امپراطور سند  

امپراطور سند یک نیرو توانمند ومرزهای سند در. غرب با کرمان بود ظبق گفته کوفی در دوران ساسانی در مدت امپراطوری هرمز فرمانروای سند رای سهرس تا کرمان پیشرفت و مرزهای سند وامپراطوری ساسانی با کاشتن درخت خرما نزدیک رودخانه ای به احتمال نزدیک فهرج در بلوچستان ایران علامت گذاری ک د عربها از سیستان وارد مکران شدند والی مکرانداز شاه سند کمک خواست او یک ارتش فرستاد ارتش سند و مکران شکست خورد و والی مکران راسیل کشته شد اعراب دز مدت خیلی طولانی توانستن

ادامه مطلب  

 

بعد از این که مامانم رابطمونو فهمید، اجازه نداد که نداد باهم باشیم. با کلی زور و دعوا مجبور به جدایی شدم. ولی باز هم با هم حرف میزدیم. بازم رابطه رو تموم نکردیم. ولی وقتی بین دوتا نخواستن باشی باید چیکار کنی؟ مادرت، عزیز تر از جانت،بهش به دروغ قول دادی که دیگه با اون پسر ارتباطی نداشته باشی. ولی نمیتونی و با اون که همه زندگیت شده رابطه داری. دوستی، حرف میزنی.... با این که میدونی یه روزی اون آدم بهت میگه تو دروغگویی و بهت اعتماد ندارم چون به مادرت

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطهمان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنیم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

بازم برام لبو می خری؟  

از همان روز اول قرار گذاشتیم که اگر رابطهمان خوب پیش نرفت، برگردیم همین‌جا. بنشینیم زیر همین آلاچیق. توی چشم‌های هم نگاه کنیم و از لحظه‌های خوب‌مان‌ بگوییم. بعد برای آخرین بار همدیگر را به آغوش بکشیم و بگوییم به امید دیدار.
آن روز، هیچ فکرش را نمی‌کردیم که وقت جدایی‌مان، این‌طور برف بیاید و برای رسیدن به آلاچیق، تمام پیچ‌های بام کوهسار را با ترس بالا بیاییم و ماشین چند باری سر بخورد. برای من که بد نشد. تمام مسیر، دستش را حلقه کرده بود د

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت فاطمه ، شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

مرثیه حضرت زهراشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)........................................بر لبم فاطمه جاری شدو قلبم پر خونمی سرایم ز غمش واژه به واژه محزونکوچه و سیلی نامحرم و طفلی محزونبند در دست علی بود و گلش اندر خونپهلویش خورد شد و صبر نمود اندر غممحسنش کشته شد و بانگ عزا شد از غمخانۂ حیدر کرار شده محفل ماتم و عزابر سر و سینه زنان گشته عزیزان خدانیمه شب شاه شهیدان عطشان ز پدر مادرش را طلبد گو که کجا رفته پدردوخته چشم به در زینب کبری همه دممی سراید به

ادامه مطلب  

شکار گرگها در قطب شمال  

ﺩﺭ ﻗﻄﺐ ﺷﻤﺎﻝ ﮔﺮﮒ ﻫﺎ ﺭﺍ اینگونه ﺷﮑﺎﺭ می کنند:ﺭﻭﯼ ﺗﯿﻐﻪ ﺍﯼ برنده مقداری ﺧﻮﻥ می ریزند ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺎﻟﺐ ﯾﺨﯽ ﻗﺮﺍﺭ داده ﻭﺩﺭ ﻃﺒﯿﻌﺖ ﺭﻫﺎ می کنند. ﮔﺮﮒ ﺁﻥ ﺭﺍ می بیند، یخ را به طمع ﺧﻮﻥ ﻟﯿﺲ ﻣﯿﺰﻧﺪ. ﯾﺦ روی تیغه کم کم ﺁﺏ می شود ﻭ ﺗﯿﻐﻪ ی تیز، ﺯﺑﺎﻥ سر و بی حس شده ی ﮔﺮﮒ ﺭﺍ می بُرد. ﮔﺮﮒ ﺧﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮنﯼ می بیند ﻭ به ﺗﺼﻮﺭ و خیال این که ﺷﮑﺎﺭ و طعمه ﺧﻮﺑﯽ پیدا کرده ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻟﯿﺲ می زند؛ اما نمی داند یا نمی خواهد بدا

ادامه مطلب  

تلسکوپ فضایی جیمز وب کشف بزرگ ناسا را کامل‌ می‌کند  

تلسکوپ فضایی جیمز وب کشف بزرگ ناسا را کامل‌ می‌کند
بیگ بنگ: تلسکوپ جیمز وب بزرگترین و قوی‌ترین تلسکوپ فضایی است که در سال ۲۰۱۸ ماموریت خود را آغاز می‌کند و می‌تواند اطلاعات بسیار خوبی در رابطه با سیارات تازه کشف شده که

ادامه مطلب  

گذشته مقاله از محید احمدی  

 
 
گذشته
( یک نوشته ی جدید )
 
گذشته چیزی جز گذشته نیست ، هرکاری کنی گذشته است ، نه می شود به آن دست برد نه می شود تغییرش داد ، یک وصله است در خاطرت مثل یک نقاشی کشیده شده ، یک فیلم ساخته شده که گاهی فقط باید بنشینی و از دور تماشایش کنی ؛ گاهی این تماشا کردن لبخند به لبت می آورد ، گاهی اشک در چشمت و گاه ترس در وجودت ؛ آری با این حال گذشته دست نیافتنی است ...
اما این به این معنی نیست که همیشه در حسرت دیروز بمانی تو اصلا نمی توانی به خودت حق بدهی که به خا

ادامه مطلب  

گذشته مقاله از محید احمدی  

 
 
گذشته
( یک نوشته ی جدید )
 
گذشته چیزی جز گذشته نیست ، هرکاری کنی گذشته است ، نه می شود به آن دست برد نه می شود تغییرش داد ، یک وصله است در خاطرت مثل یک نقاشی کشیده شده ، یک فیلم ساخته شده که گاهی فقط باید بنشینی و از دور تماشایش کنی ؛ گاهی این تماشا کردن لبخند به لبت می آورد ، گاهی اشک در چشمت و گاه ترس در وجودت ؛ آری با این حال گذشته دست نیافتنی است ...
اما این به این معنی نیست که همیشه در حسرت دیروز بمانی تو اصلا نمی توانی به خودت حق بدهی که به خا

ادامه مطلب  

حیوانات  

چشم های شتر مرغ از مغزش بزرگتر است.
آیا میدانید:شتر مرغ از سریع ترین حیوانات است.طول هر قدم این حیوان به ۵ متر و سرعتش به ۷۰ کیلو متر میرسد.
آیا میدانید:گربه ها می توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند در حالی که سگ ها کمتر از ده تا.
 آیا می دانید:ادرار گربه زیر نور سیاه می درخشد.
آیا می دانید:اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید کم کم رنگش سفید می شود. 
آیا می دانید:قلب جوجه تیغی در حالت عادی ۱۹۰ بار در دقیقه میزندو در دوران خواب

ادامه مطلب  

 

اولا از زمین خوردن می ترسیدم خیلی می ترسیدم فکر می کردم  اینکه زمین بخوری  و زخمی بشی دردناکه اینکه دوباره زمین بخوری و زخمی بشی و بشکنی یعنی اینکه تو لایق خوشبختی و پیروزی نیستی... اما حالا هر بار که زمین میخورم میبینم  جراحات و دردش کمتره  و من زودتر رو پا میشم... میدونی چرا...؟ چون توو هر بار زمین خورد یه نیمه تاریک از وجودم برام روشن میشه یه بخش از خودمو بهتر میشناسم این باعث میشه سبک تر بشم، قدرتم واسه بلند شدن چند برابر بشه... تازگیا موج سوا

ادامه مطلب  

 

اولا از زمین خوردن می ترسیدم خیلی می ترسیدم فکر می کردم  اینکه زمین بخوری  و زخمی بشی دردناکه اینکه دوباره زمین بخوری و زخمی بشی و بشکنی یعنی اینکه تو لایق خوشبختی و پیروزی نیستی... اما حالا هر بار که زمین میخورم میبینم  جراحات و دردش کمتره  و من زودتر رو پا میشم... میدونی چرا...؟ چون توو هر بار زمین خورد یه نیمه تاریک از وجودم برام روشن میشه یه بخش از خودمو بهتر میشناسم این باعث میشه سبک تر بشم، قدرتم واسه بلند شدن چند برابر بشه... تازگیا موج سوا

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولين بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گریه میكنم ، اخه اولين بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

bad day  

جرقه ی ناگهانی که دیشب تو ذهنم خورد وقتی خانوم نون برام دفتر مدار منطقیشو اورد و ازم خواست بهش توضیح بدم.منم بهش توضیح دادم و تو این فکر افتادم برم به استاد خوشگله بگم میخوام حل تمرین بچه های برق بشم....وقتی همون لحظه جرقه ی ذهنیمو به خانوم نون که کنارم نشیته بود گفتم خندید و گفت''من نمیزارم....من نمیزارم تو حل تمرین ما شی...اصلا تو پسرای مارو نمیشناسی.تو نمیتونی و...''
موضوع به اینجا ختم نشد!من قضیه رو به آقای الف هم گفتم.آقای الف هم عکس العملی مشاب

ادامه مطلب  

 

تنها چیزی که این روزا میتونه خوشحالم کنه دون پاشیدن ولسه گنجشکاست . یه ظرف بزرگ گندم گذاشتم روی میز کنار دستم و صبح به صبح یه مشت میپاشم رو بالکن اتاقم . بعد گوش تیز میکنم تا صدای نوک زدناشونو بشنوم . فکر کنم حداقل پنج شیش تا باشن . تا حالا موقع دون خوردن نگاهشون نکردم . دوس ندارم بترسونمشون . راستی شنیدین میگن گرد مرگ نشسته بود رو تنش ؟  پارسال با مسی رفته بودیم بیرون. وقتی داشتیم برمیگشتیم دم در وایسادیم برای خداحافظی یهو یه صدای جیغ مانند شنی

ادامه مطلب  

 

تنها چیزی که این روزا میتونه خوشحالم کنه دون پاشیدن ولسه گنجشکاست . یه ظرف بزرگ گندم گذاشتم روی میز کنار دستم و صبح به صبح یه مشت میپاشم رو بالکن اتاقم . بعد گوش تیز میکنم تا صدای نوک زدناشونو بشنوم . فکر کنم حداقل پنج شیش تا باشن . تا حالا موقع دون خوردن نگاهشون نکردم . دوس ندارم بترسونمشون . راستی شنیدین میگن گرد مرگ نشسته بود رو تنش ؟  پارسال با مسی رفته بودیم بیرون. وقتی داشتیم برمیگشتیم دم در وایسادیم برای خداحافظی یهو یه صدای جیغ مانند شنی

ادامه مطلب  

انتفاضه سوم باذن الله شکستی دیگر بر رژیم صهیونیستی تحمیل خواهد کرد.  

  حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع رهبران گروههای فلسطینی، رئیسان و مسئولان مجالس کشورهای اسلامی، و صدها تن از اندیشمندان، فرزانگان و شخصیت‌های برجسته و آزادی‌خواه جهان اسلام، هدف فتنه‌ها و جنگهای داخلیِ تحمیلی در منطقه را کمرنگ‌شدن حمایت از آرمان مقدس آزادی قدس خواندند و با تأکید بر لزوم پرهیز گروههای مقاومت فلسطینی از ورود به اختلافات قو

ادامه مطلب  

انتفاضه سوم باذن الله شکستی دیگر بر رژیم صهیونیستی تحمیل خواهد کرد.  

  حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع رهبران گروههای فلسطینی، رئیسان و مسئولان مجالس کشورهای اسلامی، و صدها تن از اندیشمندان، فرزانگان و شخصیت‌های برجسته و آزادی‌خواه جهان اسلام، هدف فتنه‌ها و جنگهای داخلیِ تحمیلی در منطقه را کمرنگ‌شدن حمایت از آرمان مقدس آزادی قدس خواندند و با تأکید بر لزوم پرهیز گروههای مقاومت فلسطینی از ورود به اختلافات قو

ادامه مطلب  

ششمین کنفرانس بین المللی حمایت از انتفاضه فلسطین  

دستاوردهای عظیم الگوی مقاومت در مقابل خسارات سنگین روند سازش




حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه شنبه) در ششمین کنفرانس بین‌المللی حمایت از انتفاضه فلسطین و در جمع رهبران گروههای فلسطینی، رئیسان و مسئولان مجالس کشورهای اسلامی، و صدها تن از اندیشمندان، فرزانگان و شخصیت‌های برجسته و آزادی‌خواه جهان اسلام، هدف فتنه‌ها و جنگهای داخلیِ تحمیلی در منطقه را کمرنگ‌شدن حمایت از آرمان مقدس آزادی قدس خواندند و با تأک

ادامه مطلب  

اولين ولنتاين  

تو نوشتن به خوبی سارا نیستم ولی میخوام امروزمونو تعریف كنم سارا امروز صبح از اصفهان رسیده بود .ما چند روزی بود كه قرار گذاشته بودیم كمتر با هم حرف بزنیم و دیر به دیر همدیگر رو ببینیم. قبل از شروع شدن امتحاناش بهش قول داده بودم اگه همه ی درساشو قبول شه یه جایزه پیش من داره ، و اون در كمال ناباوری تو ترم اول همه ی درساشو قبول شده بود  ولنتاین هم كه افتاده بود یه ماه بعد از امتحاناشبه خاطر همین من از ٢-٣ هفته ی پیش دنبال یه كادوی مناسب واسه ی قبول ش

ادامه مطلب  

نوشتن های پس از هیچ، در شب گرگ، به ادایِ ساداتِ صبح  

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت!
هربرت مارکوزه
از گردونه های پیچاپیچِ این لوله بخاری که دیده گان به بالا می سُرانم، همه سیاهی است مگر کورسوی روزنه ای آن دوردستهای بالا دست، که به زور پیدایش نیست...من آن «تبعیدی داخلی» اراده می کنم چون حکمایِ رواقی که خود را از دوزخ دنیا دور کنم، دور و دورتر در جبریتِ لوله بخاری، نمی دانم چه ام شده که هم چنان نقش دنیای آرامی پیش دیده گان خسته ام به تصویر می کشم...اما چطور می توانم نقش زد که لوله بخاری تن

ادامه مطلب  

نوشتن های پس از هیچ، در شب گرگ، به ادایِ ساداتِ صبح  

برای مقابله با زبان سلطه باید دشوار نوشت!
هربرت مارکوزه
از گردونه های پیچاپیچِ این لوله بخاری که دیده گان به بالا می سُرانم، همه سیاهی است مگر کورسوی روزنه ای آن دوردستهای بالا دست، که به زور پیدایش نیست...من آن «تبعیدی داخلی» اراده می کنم چون حکمایِ رواقی که خود را از دوزخ دنیا دور کنم، دور و دورتر در جبریتِ لوله بخاری، نمی دانم چه ام شده که هم چنان نقش دنیای آرامی پیش دیده گان خسته ام به تصویر می کشم...اما چطور می توانم نقش زد که لوله بخاری تن

ادامه مطلب  

جای نشین تو  

نواختن سه تار مثل طلسمی شده بود. سه تارم مدتهای زیادی خاک میخورد. دوستش داشتم. برای داشتنش زحمت کشیده بودم. ساختارشکنی ها کرده بودم. ولی آنقدر برای نواختنش گیر و گره در کار افتاد که از ذوق افتادم. کمی که گذشت دیگر از سرم افتاد. ساکت به دیوار اتاق آویختمش و دل در بند "دف " بستم. دف را راحتتر به دست آوردم. به من می آمد. گیر و گرهی نداشت و با لب خندان بین دستهایم جای خوش کرد. اما همین که صدای خنده ام با دف به هوا رفت، همین که صدایش در گوشم پیچید، حسی مثل

ادامه مطلب  

داستان غم انگیزی است  

 بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم!     داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.    همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.    انسان عاشق زیبایی نمی شود،بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!    انسان های بزرگ دو دل دارند؛دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکا

ادامه مطلب  

داستان غم انگیزی است  

 بازی روزگار را نمی فهمم! من تو را دوست می دارم… تو دیگری را… دیگری مرا… و همه ما تنهاییم!     داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.    همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.    انسان عاشق زیبایی نمی شود،بلکه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!    انسان های بزرگ دو دل دارند؛دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که می خندد و آشکا

ادامه مطلب  

دل نوشت  

 
پرستوی ماده از لای نیزار ها
بال گُشود
به هوا برخواست
تا نفسی تازه کند
تمام بیشه زار اطراف را چرخید
برای خوردن غذا
حشره به منقار گرفت خورد
تا که سیر شد
وقت برگشت کرد
در راه دید که نیزار در حال آتش است
به سرعت پرواز کرد تا به آشیانه اش رسید
سایه ی عشق نرش را در آتش دید
به سرعت خود را اسیر آتش کرد درونش پیوست
و هر چه تقلا میکرد راه نمی یافت برای فرار
تا چشمش به سایه ی عشقش افتاد
که بال میزد برای پرستوی دیگر
چیزی نگفت
فقط صدای پرستوی نر را گوش

ادامه مطلب  

هشت خصلت آقایون که خانوم ها مخفیانه دوست دارند  

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خ

ادامه مطلب  

هشت خصلت آقایون که خانوم ها مخفیانه دوست دارند  

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خ

ادامه مطلب  

مانوس اولین گزارش شبه مستند از تراژدی پناهجویی درقرن بیست ویکم  

                  نوشته لیلا حکمت و کیوان سررشته  با طراحی و کارگردانی نازنین سهامی زاده
                                                      صمد چینی فروشان عضوکانون ملی منتقدان تئاتر
نمایش "مانوس"، تازه ترین اثر نازنین سهامی زاده، یک تئاتر مستندِ نو با پایان بندی ملودراماتیک است. نازنین سهامی‌زاده که پیش ازاین، نمایش " «چشم در برابر چشم» را براساس زندگی  آمنه بهرامی، یکی از  قربانیان اسیدپاشی روی صحنه برده  و گرایش خود را – با ا

ادامه مطلب  

برگرد مهدی بابایی نرانه سرا مجید احمدی شاعر مجید احمدی  

 
 
" برگرد "
از من دوری نگرانم و این روزا دلهره عادتمه بی تو بی تفاوت و سرده همیشه نگام با همه کاشکی یه بارم که شده می دونستی چی تو دلمه !تنهام بی تو خیلی وقته که با همه بد شده رفتارم حتیمن از هرچی که مونده تو این خونه بیزارم خستم نه تمومی نداره این بغضی که من دارم
 
برگرد
نگو عشقم و خاطره هام دیگه از یاد تو رفته
باورم نمیشه یکی دیگه کنار تو خوشبخته
به خدا دیگه زندگی کردن بی تو برام سخته
سخته سخته
 
نیستی هر روز یه نفر داره اینجا بهونتو می گیره دیگ

ادامه مطلب  

برگرد مهدی بابایی نرانه سرا مجید احمدی شاعر مجید احمدی  

 
 
" برگرد "
از من دوری نگرانم و این روزا دلهره عادتمه بی تو بی تفاوت و سرده همیشه نگام با همه کاشکی یه بارم که شده می دونستی چی تو دلمه !تنهام بی تو خیلی وقته که با همه بد شده رفتارم حتیمن از هرچی که مونده تو این خونه بیزارم خستم نه تمومی نداره این بغضی که من دارم
 
برگرد
نگو عشقم و خاطره هام دیگه از یاد تو رفته
باورم نمیشه یکی دیگه کنار تو خوشبخته
به خدا دیگه زندگی کردن بی تو برام سخته
سخته سخته
 
نیستی هر روز یه نفر داره اینجا بهونتو می گیره دیگ

ادامه مطلب  

میهمان ویژه ...  

 
 
بعداز حدود 10-11سال پیکرش برگشت ... یک مقدار استخوان،پیچیده در کفن !
می گفت :مدیر کل بنیاد شهید ،آن زمان،آقای اسماعیلی بود...، راجع به این شهید عزیز به او می گوید:"آقا!فردا،در مشهد،روز تشییع این شهیده ! ماشین رو روشن کن و یکسره برو تا مشهد؛ طوری که صبح مشهد باشید ."
واو هم قبول می کند . . .
می گفت : پیکر شهید را داخل ماشین گذاشتیم وحرکت کردیم!به لطف خدا آقای عابدی هم با من همراه شد .
آقای عابدی از کارمندان بنیاد بود که الآن هم در بخش حراست مشغول هستن

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  

 

مدتی بود در کافه ی یک دانشگاه کار میکردم و شب را هم همانجا میخوابیدم
دختر های زیادی می آمدند و میرفتند اما انقدر درگیر فکرم بودم که فرصت نمیکردم ببینمشان.
اما این یکی فرق داشت
وقتی بدون اینکه منو را نگاه کند سفارش "لته آیریش کرم"داد ،یعنی فرق داشت!
همان همیشگی من را میخواست
همیشگی ام به وقت تنهایی!
تا سرم را بالا بیاورم رفت و کنار پنجره نشست و کتاب کوچکی از کیفش در آورد و مشغول خواندن شد.
موهای تاب خورده اش را از فرق باز کرده بود و اصلا هم مقنعه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1